خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاطر از سبحه و زنار مکدر شده استریسمان بازی تقلید مکرر شده است
۲
در خرابات مغان آب حیات است سبیلخشکی زهد مرا سد سکندر شده است
۳
پای آزاده محال است که در گل ماندبار دل مانع جولان صنوبر شده است
۴
تا چه دیده است در آن چهره نو خط، کامروزروی آیینه خراشیده ز جوهر شده است
صفحهٔ ۱ از ۳