شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده استکه جگرگاه بدخشان ز تو ناسور شده است
۲
شوخ چشمی که نظر بر دل من دوخته استسینه سنگ ازو خانه زنبور شده است
۳
خانه آینه در بر رخ یوسف بنددبس که از نعمت دیدار تو معمور شده است
۴
دایم از جوش جنون سینه من صد چاک استسنگ مینای من این باده پر زور شده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth