خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده استباده پیش آر که قانون طرب ساز شده است
۲
نیست خاری کهن باشد مژه گلگونشمگر از جوش بهاران رگ گل باز شده است!
۳
من چه مرغم، که تذروان بهشتی رو راخال آن لب، گره رشته پرواز شده است
۴
بهله تا دست به آن موی میان افکنده استمژه بر دیده من چنگل شهباز شده است
صفحهٔ ۱ از ۲