خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهد در خانه پر روزن زنبور یکی استشمع هر چند که بسیار بود، نور یکی است
۲
غنچه بیهوده سرانگشت نگارین کرده استناخن آن کس که زند بر دل ناسور یکی است
۳
در محیطی که ز دل نقش دو عالم شویدآن که از صفحه خاطر نشود دور یکی است
۴
سفر از خویش چو کردی، همه جا معراج استمنبر و دار، بر حالت منصور یکی است
صفحهٔ ۱ از ۳