خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق را با دل صد پاره من کاری هستدر دل غنچه من خرده اسراری هست
۲
همچو طوطی سخنش نقل مجالس گرددهر که را پیش نظر آینه رخساری هست
۳
شبنم بی ادب از دور زمین می بوسدگلستانی که در او مرغ گرفتاری هست
۴
خواب ما از ره خوابیده گرانخواب ترستزین چه حاصل که پی قافله بیداری هست؟
صفحهٔ ۱ از ۴