شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می حرام است در آن بزم که هشیاری هستخواب تلخ است در آن خانه که بیماری هست
۲
با پریشان نظری بس که بدم، می شکنمهر کجا آینه ای بر سر بازاری هست
۳
می توان با گل خورشید نظر بازی کردهمچو شبنم اگرت دیده بیداری هست
۴
خضر بر گرد سر درد طلب می گرددکعبه فرش است در آن سینه که آزاری هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth