خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشتراه چون شانه در آن زلف معنبر می داشت
۲
آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمعکاش در زندگی از خاک مرا برمی داشت
۳
دل بی حوصله سرشار ز می می گردیدچون سبو دست طلب گر به ته سر می داشت
۴
می توانستم ازان لب، دهنی شیرین کردخال اگر چشم ازان کنج دهن برمی داشت
صفحهٔ ۱ از ۳