خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دار ازان چوب به پیش ره منصور گذاشتکه قدم از ره باریک ادب دور گذاشت
۲
این همان جلوه حسن است که چون ساقی شدداغ بی حوصلگی بر جگر طور گذاشت
۳
لب ببند از سخن حق که همین گستاخیبالش دار به زیر سر منصور گذاشت
۴
وادی عشق چه وادی است که با آن وسعتپای باید همه جا بر کمر مور گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۲