خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که بر انجمن آن شعله سیراب گذشتعرق شمع ز پیراهن مهتاب گذشت
۲
خنده کبک به کهسار زند تمکینشآن که از خانه ما تند چو سیلاب گذشت
۳
دوش کان سرو روان سایه به مسجد افکندچه ز خمیازه آغوش به محراب گذشت
۴
طی شد آن عهد که دل شکوه دوران می کرداین جراحت ز برون دادن خوناب گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳