خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باید آهسته ز پیران جهان دیده گذشتنتوان تند به اوراق خزان دیده گذشت
۲
چشم شوخ که مرا در دل غم دیده گذشت؟کز تپیدن، دلم از آهوی رم دیده گذشت
۳
وقت آن بی سر و پا خوش که در ایام بهارسبک از باغ چو اوراق خزان دیده گذشت
۴
دارد از گرمروان داغ، مرا سیر شرارکه به یک چشم زدن زین ره خوابیده گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳