خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که از اهل جهان گوشه عزلت نگرفترفت از دست و رگ خواب فراغت نگرفت
۲
وحشت روی زمین زیر زمین خواهد یافتهر که در روی زمین خوی به وحدت نگرفت
۳
آمد انگاره و انگاره از این عالم رفتهر که اندام ز سوهان نصیحت نگرفت
۴
رفت بر باد فنا عمر گرامی افسوسپیش این شمع کسی دست حمایت نگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲