خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟شکست در جگرم شیشه این گلاب کجاست؟
۲
نه شب شناسد و نه روز ابر، حیرانمکه چشم روزن من محو آفتاب کجاست؟
۳
عنان گسسته ز صحرا و دشت می گذرددل رمیده من موجه سراب کجاست؟
۴
پلی است در گذر سیل حادثات فلکدرین قلمرو سیلاب، وقت خواب کجاست؟
صفحهٔ ۱ از ۴