خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خراب حالی ما از درازی دست استز همت است که دیوار ما چنین پست است
۲
ز نوبهار جهان رنگ اعتدال مجویکه عندلیب تهیدست و غنچه زرمست است
۳
دل تو چون گل رعنا دو رنگ افتاده استوگرنه حسن خزان و بهار یکدست است
۴
خلاصی دل ازان زلف آرزوی خطاستکه مرغ، بی پر و بال است و کوچه بن بست است
صفحهٔ ۱ از ۲