شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۶۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درین دو هفته که زاینده رود سرشارستپلی است آن طرف آب، هر که هشیارست
۲
چسان ز سیر چمن خاطرم گشاده شودکه بوی گل به دماغ ضعیف من بارست
۳
دل آرمیده بود تا شمرده است نفسچمن صحیح بود تا نسیم بیمارست
۴
عرق ز روی تو آتش به زیر پا داردعجب نباشد اگر همچو اشک، سیارست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth