خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرستگره شود به گلو گریه ای که بیجگرست
۲
گل نمک به حرامی است تیره روزی داغشکسته رنگی خون از خمار نیشترست
۳
لبش به حرف عتاب آشنا نگردیده استهنوز آتش یاقوت، مفلس شررست
۴
کدام فتنه گر امشب درین چمن بوده است؟که رخت لاله پر از خون و گل شکسته سرست
صفحهٔ ۱ از ۳