خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار عنبر شبها سفیده سحرستخوشا کسی که ازین نوبهار بهره ورست
۲
چرا ز سنگ ملامت شکسته دل باشم؟که همچو موج مرا از شکست بال و پرست
۳
به خود فروشدگان فارغند از آشوبکمند وحدت گرداب، موجه خطرست
۴
نگاه دار گرت چون عقیق آبی هستکه خضر بادیه عشق، آتشین جگرست
صفحهٔ ۱ از ۴