خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که دام بلایم رهایی قفس استوداع زندگیم در جدایی قفس است
۲
نمی توان به زر گل مرا به دام آوردز بیضه مرغ دل مرا هوایی قفس است
۳
هنوز در گره غنچه است نکهت گلچه وقت چاک گریبان گشایی قفس است؟
۴
مقیدان همه از تنگی قفس نالندمنم که ناله ام از دلگشایی قفس است
صفحهٔ ۱ از ۲