خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زمین ز سایه ابر بهار گلپوش استز جوش لاله و گل خون خاک در جوش است
۲
نسیم لطف بهار از شمار بیرون استفغان که غنچه این باغ، تنگ آغوش است
۳
ازان جهان حلاوت همین خبر دارمکه رخنه دل هر مور، چشمه نوش است
۴
فریب عجز مخور از ضعیف نالی خصمکه مرگ رهرو غافل ز چاه خس پوش است
صفحهٔ ۱ از ۲