شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رمیده ما را صدای پا سنگ استبر آبگینه ما نقش آشنا سنگ است
۲
به بوی سوختگان مغز ما می شود بیداراگر چه همچو شرر خوابگاه ما سنگ است
۳
چه شد که باد مخالف ندارد این دریاکه هر نفس زدنی بر حباب ما سنگ است
۴
چنان شده است ز سودا مرا دماغ ضعیفکه داغ بر سر بی مغزم، آسیا سنگ است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth