خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان و هر چه در او هست رونمای دل استبه هیچ جا نرود هر که آشنای دل است
۲
هوای نفس ترا کوچه گرد ساخته استوگرنه نقد بود هر چه مدعای دل است
۳
اگر به خضر نگردد دچار در ظاهرهمان تپیدن پوشیده رهنمای دل است
۴
قدم برون منه از دل به سیر باغ و بهارکدام غنچه این بوستان به جای دل است؟
صفحهٔ ۱ از ۳