شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همین نجابت ذاتی است آنچه محترم استبزرگیی که بود عارضی کم از ورم است
۲
رخ تو از خط مشکین رقم خطر داردسیاه زود شود صفحه ای که خوش قلم است
۳
بط شراب که زاهد به خون او تشنه استبه چشم باده پرستان کبوتر حرم است
۴
ز پشت دادن ما خصم گو دلیر مشوکه تیغ عجز دل از دست دادگان دو دم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth