شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به غیر دل همه عالم سراب حرمان استز کعبه روی به هر سو کنی بیابان است
۲
ز فکر رزق، جهان یک دل پریشان استخمیر مایه غم ها همین غم نان است
۳
مپرس حال دل بیقرار از عاشقکه در صدف نبود گوهری که غلطان است
۴
به سیم و زر نشود بی زبانه آتش حرصکه شمع در لگن زر همان گدازان است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth