شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بلند نام نگردد کسی که در وطن استز نقش ساده بود تا عقیق در یمن است
۲
اگر چه دارد خسرو طلای دست افشارتصرف دل شیرین به دست کوهکن است
۳
ز مرگ، مرده دلان از طلب فرو مانندوگرنه جامه احرام اهل دل کفن است
۴
اگر ز چشم غلط بین نقاب بردارندزلال خضر نهان در سیاهی سخن است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth