شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیاهِ روی عقیق از جدایی یمن استکبودِ چهره یوسف ز دوری وطن است
۲
ز پرتو دل روشن چو شمع در فانوسهمیشه خلوت من در میان انجمن است
۳
ز تهمت است چه اندیشه پاکدامن را؟که صبح صادق یوسف ز چاک پیرهن است
۴
اگر حیات ابد خواهی از سخن مگذرکه آب خضر نهان در سیاهی سخن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth