شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به فکر چاره فتادن جگر گداختن استعلاج درد چو مردان به درد ساختن است
۲
مدان ز عشق جگرسوز حسن را غافلکه شمع بیش ز پروانه در گداختن است
۳
توان به خانه خرابی ز گنج شد معمورترا مدار چو طفلان به خانه ساختن است
۴
تو از رعونت خود می کشی ز خلق آزارهدف نشانه ناوک ز قد فراختن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth