خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهشت یک ورق از لاله زار دماغ من استبهار برگ خزان دیده ای ز باغ من است
۲
ز درد و داغ، بهاری است عشق شورانگیزکه سنبلش ز پریشانی دماغ من است
۳
اگر به شیشه گردون کنند، می شکندز جوش عشق شرابی که در ایاغ من است
۴
دلی که سوخت به داغ خلیل، می داندکه آتش دگران است عشق و باغ من است
صفحهٔ ۱ از ۲