شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این استلبی که می شکند دیدنش خمار این است
۲
بلند بخت نهالی که از خجالت اوالف کشد به زمین سرو جویبار این است
۳
به چشم دیده وران آفتاب عالمتابپیاده ای است زمین گیر اگر سوار این است
۴
کند ز نشو و نما منع سبزه خط رااگر حلاوت آن لعل آبدار این است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth