شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا به سیل سبکسیر رشک می آیدکه غیر صدق طلب راهبر نخواسته است
۲
کباب همت آن سایل تهیدستمکه غیر داغ چراغ دگر نخواسته است
۳
خوشا کسی که درین خاکدان به جز در دلگشادکار خود از هیچ در نخواسته است
۴
ز مال خویش نبیند جهان نوردی خیرکه سود بهر کسان از سفر نخواسته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth