خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی استکه دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است
۲
به احتیاط سخن در حضور خوبان کنکه خوی سنگدلان آبگینه حلبی است
۳
نمی کنند نظر عارفان به حسن مجازبه ریگ سینه نهادن، دلیل تشنه لبی است
۴
خسیس را ز مدارا زبان دراز شودز آب شعله کشد آتشی که بولهبی است
صفحهٔ ۱ از ۳