خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمارتی که نگردد خراب، همواری استگلی که رنگ شکستن ندیده هشیاری است
۲
کنون که ابر گهربار و دشت زنگاری استز خویش خیمه برون زن، چه جای خودداری است؟
۳
برآر سر ز گریبان که دامن صحراز بس که زنگ ز دلها زدوده، زنگاری است
۴
ز سنگ لاله برآمد، ز خاک سبزه دمیدقدم ز خانه به صحرا نه، این چه خودداری است؟
صفحهٔ ۱ از ۳