خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فضای دشت ز خونین دلان گلستانی استز خود برآ که عجب دامن بیابانی است
۲
گشاده باش، جهان را شکفته گر خواهیکه بر گشاده دلان چرخ روی خندانی است
۳
ز خود برآ که چو گردید راهرو بی برگبه چشم رهزن بیرحم، تیغ عریانی است
۴
به عقل هر که هوا را کند مسخر خوداگر چه مور بو، پیش ما سلیمانی است
صفحهٔ ۱ از ۴