شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی استجهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است
۲
نظر به هر چه گشایی درین فسوس آباددریغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است
۳
چه بسته ای به زمین و زمان دل خود را؟گذشتنی است زمان و زمین گذاشتنی است
۴
ترا به خاک زند هر چه را برافرازیبه غیر رایت آهی که برفراشتنی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth