خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشم به درد که در پرده شکیبایی استبدم به داغ که آیینه دار رسوایی است
۲
به فکر زینت باطن کسی نمی افتدمدار مردم عالم به ظاهرآرایی است
۳
مشو به سینه چاک از گزند عشق ایمنکه سینه چاک زدن فتح باب رسوایی است
۴
خوش است ناله که از روی درد برخیزدوگرنه ناله بیدرد بادپیمایی است
صفحهٔ ۱ از ۲