شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن مقام که حیرت دلیل دانایی استنفس شمرده زدن نیز بادپیمایی است
۲
حضور، لازم عشق خدایی افتاده استبود همیشه پریشان دلی که هر جایی است
۳
به خون خویش سرانجام می دهد محضرسیه دلی که چو طاوس در خودآرایی است
۴
ز خانه صورت دیوار می جهد بیرونبه محفلی که مرا دعوی شکیبایی است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth