خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز داغ عشق مرا شد دل خراب درستاگر شکسته مه شد ز آفتاب درست
۲
مرو به مجلس می اگر به توبه می لرزیسبو همیشه نیاید برون ز آب درست
۳
به یک سفر نشود پخته آدمی هرگزبه یک مقابله کی می شود کتاب درست؟
۴
ز سیل حوادث سر پا برهنه بیرون رفتنشست هر که درین عالم خراب درست
صفحهٔ ۱ از ۳