شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۷۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در فنای محض افشانند مردان آستیدامن خود برفشاند از دروغ و راستی
۲
مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جانآخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی
۳
سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه دادگفت در گوشش قلندر کان طرف می واستی
۴
کاین طرف هر چند سوزی در شرار عشق خویشلیک هم مطلق نه‌ای زیرا که در غوغاستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth