خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز اضطراب دل آن زلف تابدار شکستز خامکاری این میوه شاخسار شکست
۲
ادب گزین که چو منصور هر که شوخی کردادیب عشق سرش را به چوب دار شکست
۳
چو غنچه هر که به لخت جگر قناعت کردکلاه گوشه تواند به روزگار شکست
۴
نفس ز سینه من زخمدار می آیدکه اشک در جگرم تیغ آبدار شکست
صفحهٔ ۱ از ۳