خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خراب چشم تو اندیشه عتابش نیستکه می پرست غم از تلخی شرابش نیست
۲
بیاض گردن او در کتابخانه حسنسفینه ای است که حاجت به انتخابش نیست
۳
گلی است چهره خندان آن بهار امیدکه زیر پوست رگ تلخی گلابش نیست
۴
عجب که نامه امید من رسد به جوابکه گر به کوه رسد ناله ام، جوابش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳