شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیستز پا فتادن این راه، کم ز منزل نیست
۲
بهار را به خزان پرده دار می گردندشکسته رنگی عشاق از ته دل نیست
۳
به مغز بیش رسد فیض گل چو دسته شودورگر نه زور جنون عاجز سلاسل نیست
۴
مکش عنان به سخن از طلب که همچو قلمسخن به راه کند رهروی که کاهل نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth