شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیستکه تنگنای جهان جای دل تپیدن نیست
۲
ز بی غمی نبود رنگ روی من بر جایز ضعف، رنگ مرا قوت پریدن نیست
۳
ز دست آینه شد موی سبز و گشت سفیدهنوز دانه امید را دمیدن نیست
۴
قدم به خار و گل راه عشق یکسان نهکه رهزنی بتر از پیش پای دیدن نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth