خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زمین چو ریگ روان است بر جناح سفردر او فشردن پای ثبات ممکن نیست
۲
به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ایز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست
۳
ز فکر تشنه لبان خضر آب سیر نخوردوگرنه سیری از آب حیات ممکن نیست
۴
ز شرم آن لب شیرین اگر نگردد آببه چوب بستن دست نبات ممکن نیست
صفحهٔ ۱ از ۳