شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیستفرو رود به زمین هر که در هوای تو نیست
۲
مگر تو خود به خموشی ثنای خودگوییوگرنه هیچ زبان در خور ثنای تو نیست
۳
شکوه بحر چه سازد به تنگنای حباب؟سپهر بی‌سروپا ظرف کبریای تو نیست
۴
سپرد جا به تو هر کس ز بزم بیرون رفتتویی به جای همه، هیچ کس به جای تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth