خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیستدرین بساط دگر روزی حلالی نیست
۲
به نور زنده دلی دار خانه را روشنکه آفتاب دل زنده را زوالی نیست
۳
نه از خدا و نه از خلق شرم خواهی داشتترا که در گنه از خویش انفعالی نیست
۴
کلید قفل لئیمان بود زبان سؤالوگرنه ز اهل کرم حاجت سؤالی نیست
صفحهٔ ۱ از ۴