خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۷۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنیچاره او یابد که تُش بیچارگی روزی کنی
۲
عشق جامه میدراند عقل بخیه میزندهر دو را زهره بدرّد چون تو دلدوزی کنی
۳
خوش بسوزم همچو عود و نیست گردم همچو دودخوشتر از سوزش چه باشد چون تو دلسوزی کنی
۴
گه لباس قهر درپوشی و راه دل زنیگه بگردانی لباس آیی قلاووزی کنی
صفحهٔ ۱ از ۳