شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مبند دل به حیاتی که جاودانی نیستکه زندگانی ده روزه زندگانی نیست
۲
همان ز نامه و پیغام شاد می گردنداگر چه دوستی اهل دل زبانی نیست
۳
به چشم هر که سیه شد جهان ز رنج خمارشراب تلخ کم از آب زندگانی نیست
۴
ز شرم موی سفیدست هوشیاری منوگرنه نشأه مستی کم از جوانی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth