شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۷۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر دسته‌ایهیچ دیدیت ای مسلمانان غلامی جسته‌ای
۲
یک غلامی ماه رویی مشک بویی فتنه‌ایوقت نازِش تیزگامی وقت صلح آهسته‌ای
۳
کودکی لعلین قبایی خوش لقایی شکریسروقدی چشم شوخی چابکی برجسته‌ای
۴
بر کنار او ربابی در کف او زخمه‌ایمی‌نوازد خوش نوایی دلکشی بنشسته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth