شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ز دیده ام ای سروناز خواهی رفتچگونه از دلم ای دلنواز خواهی رفت؟
۲
به نور عاریه، ای ماه نو چه می بالی؟که در دو هفته به خرج گداز خواهی رفت
۳
میان مسجد و میخانه هیچ فرقی نیستبه این حضور اگر در نماز خواهی رفت
۴
گذشت عمر تو در فکر چاره جوییهاز چاره کی به در چاره ساز خواهی رفت؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth