شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیختآمد برون ز چاه، کسی کاین رسن گسیخت
۲
چشم مرا به ابر بهاران چه نسبت است؟کز زور گریه رشته مژگان من گسیخت
۳
از بخت نارسا نکنم شکوه، چون کنم؟آن یوسفم که بر لب چاهم رسن گسیخت
۴
صد عقده زهد خشک به کارم فکنده بودذکرش به خیر باد که تسبیح من گسیخت!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth