خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟ابرتری که تازه شود جان ازو کجاست؟
۲
تا چون حریم کعبه بگردم به گرد اویارب درین جهان دل بی آرزو کجاست؟
۳
از تهمت است پیرهن ماه مصر چاکدامان عصمتی که ندارد رفو کجاست؟
۴
هر چند صیقلی کند آیینه روی خویشآن جوهری که با تو شود روبرو کجاست؟
صفحهٔ ۱ از ۲