خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودستآن طوطیم که آینه دارم دل خودست
۲
دستم نمی رسد به گریبان ساحلیزین بحر بیکنار کنارم دل خودست
۳
هر مشکلی که بود گشودم به زور فکرمانده است عقده ای که به کارم دل خودست
۴
چون ماه چارده به سر خوان آفتابپیوسته رزق جان فگارم دل خودست
صفحهٔ ۱ از ۲